آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
481
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
كه مورخان ايران و عرب آوردهاند ، مبناى صحيح ندارد ، ولى ظاهرا همه رؤساء در اين مكان عرضه هلاك شدند . چنان كه بعد از اين واقعه ، كه حكم كشتار عموم مزدكيان صادر شد « 1 » ، افراد اين فرقه چون رئيس مطاع نداشتند ، پراكنده گشتند و در مقابل دشمنان خود طاقت ايستادگى نيافتند . همه مضمحل شدند . دارايى آنها ضبط و كتب دينى آنها سوخته شد « 2 » . چنين استنباط مىشود ، كه ميان قتلعام و افناى مزدكيان با تجديد سلطنت منذر در حيره رابطه و تلازمى موجود بوده است ، كه ما نميتوانيم به تحقيق آن را بيابيم . در سال 529 منذر لخمى موفق شد ، كه حارث كندى غاصب امارت خود را مغلوب كند و كشور خويش را بدست آورد « 3 » . اين امير دلير ، كه در فنون جنگ مهارتى بكمال داشت ، در جنگ ايران و روم خدمات گرانبها به ايرانيان كرد . اين كسى است كه پروكوپيوس او را به زبان يونانيان چنين ناميده است « المندرس هوسكيس » « 4 » يعنى المنذر بن الشقيقه « 5 » . حدس ميتوان زد ، كه بعد از قتلعام مزدكيان كواذ دست باصلاح و عمران كشور زده است . اين كارى بود ، كه جانشين او خسرو اول بحسن ختام رسانيد و نيز در دنباله اين آبادى و عمران بوده ، كه كواذ در صدد اصلاح امر خراج برآمد و ميوه افتخار اين كار هم نصيب جانشين او گرديد « 6 » .
--> ( 1 ) - ملالاس ؛ تئوفانس ، ابو الفدا . ( 2 ) - ملالاس ؛ تئوفانس ، شهادت تيموته ايرانى مسيحى مذكور در كتب ملالاس و تئوفانس از اينقرار كه شاه معابد مزدكيان را بعيسويان تفويض كرد ، تا كليسا بسازند ، بايد با قيد احتياط قبول شود . ( 3 ) - رتشتين ، ص 89 . ( 4 ) - AlamoYndaros o Sakkikes ( 5 ) - رتشتين ، ص 76 . ( 6 ) - ر ك : يعقوبى ، طبرى ؛ مسطورى ، دينورى ، نهايه ، ثعالبى ، فردوسى ، بلعمى .